سرمقاله - میعاد نیک - نقل گذشته و دیروزها نیست؛ درباره امروز و آینده صحبت میکنیم. تیم ملی فوتبال امید طی سالیان گذشته به دلایلی که شرح آن از حوصله مخاطب خارج است، موفق به کسب نتیجه درخشان در ادوار بازیهای آسیایی -بعد از بازیهای ۲۰۰۲ بوسان- نشده و صعود به المپیک هم به طلسمی تبدیل شده که انگار هر دوره به مدت ۴ سال تمدید میشود. اگر چه همه میگویند این چرخه بالاخره باید یک جا متوقف شود و جشن و شادی به کوچه پسران زیر ۲۳ سال فوتبال ایران هم بیاید اما آیا همه کسانی که بر لزوم توقف این چرخه تأکید کردهاند، برای آن قدمی برداشتهاند؟ آیا همه واقعاً و حقیقتاً نگاه ملی و میهنی به ملیپوشان امید ایران داشتهاند؟ و هزار آیا و چراهای دیگر. یک بار دیگر مرور کنیم که امروز چه داریم؛ تیمی که تقریباً یکدست است و با سرمربیاش از زیر ۱۷ سالگی پیروز شده، شکست خورده، افتخار آفریده، تجربه کرده، زمین خورده، بلند شده و فلسفه فوتبال را آموخته.
شاید برای نخستین بار باشد که قریب به ۸۰ درصد از یک نسل، پا به پای هم دویدهاند و زیرنظر یک مربی با یک دکترین که اتفاقاً موفق به جهانی کردن تیمش هم شده، رشد کردهاند و حالا موسم بالندگیشان برای این مرز و بوم و پرچم است. تیم امید امروز نه یک تیم، بلکه یک خانواده قدیمی است که میخواهد نتیجه بگیرد. درخت امیدها امروز آماده ثمره دادن است، امروز را باید دریابیم و همه برای بالا رفتن پرچم ایران در آیچی-ناگویا هر چه در توان داریم، در طبق اخلاص بگذاریم.