مهدی حدادپور - تیم ملی فوتبال کشورمان بعد از ناکامی در بازیهای آسیایی 1982 دهلی نو، دوران رکود خود را آغاز کرد، در فاصله آذرماه 61 تا مرداد ماه 63 فوتبال ما قصد تغییرات زیادی را در ساختار خود داشت، در یک مقطع ملی پوشان فوتبال ما 2 گروه شدند، نیمی با تیم ملی امید و تحت هدایت احمد طوسی به مسابقات دیوار بزرگ چین رفته و نیمی دیگر با نام تیم ملی کارگران تحت هدایت بیوک وطنخواه به مسابقات جام جواهر لعل نهرو در هندوستان رفته و هر 2 تیم تقریبا ناکام بودند.
اما در ادامه کار محمود یاوری سرمربی تیم ملی همراه ناصر ابراهیمی هدایت مشترک تیم ملی را عهده دار شدند، مربیان تازه تیم ملی تلاش کردند تا تیمی جوان از جمع مردان نخبه فوتبال ایران تدارک ببینند، برخلاف تیم ملی در بازیهای آسیایی 1982 که ستارگان زیادی را در اختیار نداشت این تیم اکثر برترین های فوتبال داخل کشور را در اختیار داشت و تنها برخی از نفرات شاغل در خارج از ایران مثل ابراهیم قاسمپور، حسن نظری و حسین فرکی که هنوز جوان بودند و لیاقت حضور در تیم ملی را داشتند از حضور در تیم ملی محروم بودند.
ایران در نسل تازه خود آماده حضور در جام ملتهای 1984 شد که دور مقدماتی آن با حضور فیلیپین، سوریه، اندونزی، بنگلادش و اندونزی برگزار شد و تیم اول و دوم مسابقات به دور دوم مسابقات جام ملتها می رفتند که آبان و آذر 63 در سنگاپور برگزار می شد.
ایران با این نفرات تیم تازه خود را برگزید:
بهروز سلطانی، حافظ طاحونی، محمد پنجعلی، محمود معمار، مهدی دینورزاده، اصغر حاجیلو، شاهین بیانی، محمدرضا شکورزاده، ضیا عربشاهی، حمید درخشان، شاهرخ بیانی، رضا احدی، جعفر مختاری فر، امیرحسین شاهزیدی، حمید علیدوستی، ناصر محمدخانی، غلامرضا فتح آبادی و فرشاد پیوس در تیم تازه ایران بودند، عبدالعلی چنگیز هم بود اما بنا به دلائلی در این بازیها محروم بود.

تیم ملی ایران در روز 16 مرداد ماه 1363 در ورزشگاه معروف سنایان جاکارتا در اندونزی به مصاف بنگلادش رفت، تیم ما با ترکیب بهروز سلطانی در دفاع، پنجعلی و محمود معمار در دفاع میانی، اصغر حاجیلو و مهدی دینورزاده در دو دفاع کناری، حمید درخشان، ضیا عربشاهی و شاهرخ بیانی در خط میانی، حمید علیدوستی، غلامرضا فتح آبادی و ناصر محمدخانی به مصاف تیم ملی بنگلادش رفت.
تیم ملی ما از آذرماه سال 1361 که در یکچهارم نهایی بازیهای آسیایی 1982 دهلی نو به کویت باخته بود دیگر دیداری رسمی در سطح بزرگسالان با تیمی نداشت و مصاف با بنگلادش، ایران را وارد دور تازه ای از زندگی خود می کرد.
برخلاف تصور، در حالی که همه تصور یک برد راحت را برای ما می کردند اما بازی در نیمه اول 0-0 کردند، تیم ما در سال 60 در مسابقات جام قائداعظم پاکستان برابر بنگلادش 9-0 برنده شده بود اما بی تردید در 2 سال فوتبال بنگلادش بسیار اوج گرفته بود.
بازی به دقیقه 50 رسید و تغییری در نتیجه بازی ایجاد نشد، دقیقه 55، دقیقه 60 و....
رفته رفته تغییرات آغاز شد، جعفر مختاری فر و رضااحدی جای فتح آبادی و شاهرخ بیانی را گرفته و بالاخره در دقیقه 65 دروازه بنگلادش توسط ناصر محمدخانی باز شد.
برد 1-0 نتیجه ای قابل برای تیم ملی ایران نبود، به خصوص که زمان هم به سرعت در حال سپری شدن بود، در دقیقه 78 فشار ایران جواب داد و ناصر محمدخانی گل دوم را به ثمر رساند، این نتیجه به هر حال از 1-0 بهتر بود.
ایران اما همچنان فشار می آورد و در ادامه همین حملات، ناصر محمدخانی در دقیقه 81 گل سوم را هم زد.
ایران ظاهرا به برد 3-0 راضی بود اما انگار تازه حملات تیم ما جانی دوباره گرفته بود، در دقیقه 89 ناصر محمدخانی گل چهارم را زد و یک دقیقه بعد حمید علیدوستی گل پنجم تیم ملی را زد، بازی 5-0 تمام شد که نتیجه ای قابل قبول بود، ستاره ای تازه، در تیم ملی ایران متولد می شد، او ناصر محمدخانی بود.