به گزارش سایت رسمی فدراسیون، سالهاست در فوتبال ایران مسئله «مجوز حرفهای» بیشتر با موعد مقرر، مدارک ناقص و دغدغه عبور از یک مرحله اداری شناخته میشود؛ حال آن که اصل ماجرا چیز دیگری است. مجوز حرفهای اگر قرار باشد اثر واقعی خود را نشان دهد، باید به نقطهای برسد که مدل اداره باشگاهها را تغییر دهد؛ از باشگاههایی که صرفاً برای فصل بعد پول میخواهند، به مجموعههایی که برای چند سال آینده برنامه اقتصادی دارند. اضافه شدن معیارهای بازاریابی و توسعه، تأکید بر تنوع سبد درآمدی و حرکت به سمت اجرای واقعی فیرپلی مالی، دقیقاً همین تغییر مسیر را نشانه میگیرد. باشگاه حرفهای فقط تیمی نیست که بازیکن حرفهای دارد؛ خودش هم باید حرفهای اداره شود. اهمیت این مسیر در همین جاست: قرار نیست فوتبال از هزینه کردن محروم شود، قرار است هزینه و درآمد منطقیتر شوند. قرار است باشگاه بداند درآمدش از کجا میآید، برای چه هزینه میکند و چگونه میتواند منابع تازه بسازد. اگر این نگاه جا بیفتد، مجوز حرفهای دیگر یک مانع سالانه نخواهد بود؛ تبدیل میشود به موتور اصلاح ساختار فوتبال ایران.
گزارش ویژه
شفافیت؛ از یک الزام اداری تا یک ضرورت برای فوتبال
فوتبال ایران سالهاست درباره حرفهای شدن صحبت کرده و در این مسیر قدم برمیدارد؛ از حرفهای شدن لیگ و باشگاهها گرفته تا توسعه زیرساختها، درآمدزایی و استانداردهای مدیریتی. حرفهایگری در فوتبال، پیش از آن که در نور ورزشگاه یا کیفیت چمن و حتی در قراردادهای بزرگ بازیکنان دیده شود، باید در اتاقهای مدیریتی و دفاتر مالی باشگاهها خودش را نشان دهد. از همین زاویه، آنچه روز گذشته در مسیر صدور مجوز حرفهای باشگاهها دنبال میشود، اتفاقی فراتر از یک الزام برای عبور از یک فرآیند اداری است.
در سمینار سالانه افسران مجوز حرفهای، رییس فدراسیون صریحترین بخش ماجرا را روی میز گذاشت: «صورتهای مالی باشگاهها سالانه باید افشا شود.» رئیس فدراسیون فوتبال تأکید کرده که مردم باید بتوانند هزینهها و میزان زیان باشگاهها را ببینند و نسبت به آن مطالبهگر باشند. این جمله شاید در ظاهر یک موضوع حسابداری به نظر برسد، اما در واقع یکی از مهمترین حلقههای اتصال فوتبال با هواداران است؛ هواداری که سالها درباره بودجه، قراردادها، بدهیها و هزینههای باشگاه محبوبش شنیده، اما الزاماً تصویر روشنی از وضعیت واقعی آن نداشته است.
اهمیت این اتفاق دقیقاً همینجاست: شفافیت مالی قرار نیست فوتبال را از هزینه کردن بترساند؛ قرار است هزینه کردن را قابل توضیح کند. باشگاهی که درآمد مشخص دارد، ساختار درآمدی دارد و میتواند هزینههایش را با منابع واقعی خود متناسب کند، اتفاقاً در یک فضای شفاف امکان برنامهریزی بلندمدتتری خواهد داشت. مشکل از جایی آغاز میشود که دخل و خرج از هم فاصله میگیرند، زیان انباشته تبدیل به عادت میشود و بقای باشگاه بیش از هر چیز به تزریق منابع از سوی یک سازمان مادر وابسته میماند.
حمیدرضا آصفی نیز دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته و تأکید کرده که توسعه و پایداری مالی، در کنار معیارهای ورزشی، زیرساختی، پرسنلی و حقوقی، بخشی جدی از فرآیند مجوز حرفهای است. او همچنین گفته است که در حال حاضر حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد امکانات باشگاهها از سوی سازمان مادر تأمین میشود و این میزان وابستگی، مطلوب نیست. از نگاه آصفی، مسیر حرفهای شدن باید با جدیت و برنامهریزی طی شود و کار نباید به «دقیقه ۹۰» برسد.
این نگاه، یک تغییر مهم در ادبیات فوتبال ایران است. باشگاه حرفهای فقط باشگاهی نیست که تیمش در زمین نتیجه بگیرد و بازیکنان باکیفیت در اختیار داشته باشد. باشگاه حرفهای باید بتواند برای فصل آیندهاش برنامه داشته باشد، منابع درآمدی متنوع ایجاد کند، هزینههایش را کنترل کند، بدهیهایش را مدیریت کند و در برابر هوادار و نهادهای نظارتی درباره تصمیمهای مالی خود پاسخ داشته باشد.
حتی در ساختارهای حرفهای فوتبال اروپا نیز انتشار اطلاعات مالی بخشی از الزامات باشگاهداری است؛ برای نمونه، مقررات مجوز باشگاهی یوفا در سال ۲۰۲۶ تهیه صورتهای مالی سالانه و انتشار اطلاعات مالی حسابرسیشده را بهعنوان بخشی از الزامات خود در نظر گرفته است. بنابراین آنچه امروز در فوتبال ایران جدیتر دنبال میشود، صرفاً یک تصمیم مقطعی نیست؛ بخشی از همان مسیری است که فوتبال مدرن سالهاست طی میکند. البته شفافیت به تنهایی معجزه نمیکند. انتشار صورتهای مالی زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که اطلاعات قابل فهم، دقیق و قابل مقایسه باشند و پشت آن، سازوکار نظارت و ضمانت اجرا نیز وجود داشته باشد. اما شروع یک مسیر درست، خودش اتفاق کوچکی نیست.
فوتبال ایران برای عبور از باشگاهداری سنتی، بیش از هر چیز به همین تغییر نگاه نیاز دارد؛ اینکه باشگاه دیگر فقط یک تیم فوتبال نباشد، بلکه یک مجموعه ورزشی با ساختار اقتصادی، مدیریتی و توسعهای مشخص باشد. مجوز حرفهای اگر چنین تغییری را به باشگاهها تحمیل کند، دیگر یک «مجوز» ساده نیست؛ تبدیل میشود به ابزاری برای ساختن باشگاههایی که بتوانند روی پای خودشان بایستند.شاید مهمترین اتفاق امروز همین باشد: فوتبال ایران دارد آرامآرام از جایی عبور میکند که در آن پرسش اصلی فقط «چقدر خرج کردی؟» بود و به جایی نزدیک میشود که باید پرسید «این هزینه از کجا آمد، چرا انجام شد و باشگاه قرار است با چه مدلی ادامه دهد؟» این پرسشها ممکن است برای برخی مدیران سخت باشد، اما برای آینده باشگاههای ایرانی ضروری است.