آسیا در مسیر یک تورنمنت تازه
فوتبال آسیا آرامآرام در حال عبور از یک الگوی قدیمی است؛ الگویی که سالها رقابتهای ملی را به مجموعهای از بازیهای پراکنده برای رسیدن به جام جهانی و جام ملتهای آسیا محدود میکرد.
گزارش یک - فوتبال آسیا آرامآرام در حال عبور از یک الگوی قدیمی است؛ الگویی که سالها رقابتهای ملی را به مجموعهای از بازیهای پراکنده برای رسیدن به جام جهانی و جام ملتهای آسیا محدود میکرد. حالا ایده «لیگ ملتهای آسیا» میتواند این معادله را تغییر دهد؛ طرحی که اگر به شکل نهایی خود برسد، یکی از مهمترین تغییرات ساختاری فوتبال ملی در قاره خواهد بود.
شباهت این ایده با لیگ ملتهای اروپا، نخستین نکتهای است که توجهها را به خود جلب میکند. اروپا چند سال است که با تقسیمبندی تیمهای ملی در سطوح مختلف، تلاش کرده مسابقات ملی را از حالت بازیهای دوستانه کماهمیت خارج کند و به آنها معنا، رقابت و انگیزه بیشتری بدهد. حالا آسیا نیز در حال حرکت به همین سمت است، اما با مختصات و پیچیدگیهای خاص خودش؛ قارهای با ۴۷ فدراسیون، فاصلههای جغرافیایی بسیار زیاد، تفاوت چشمگیر سطح فنی تیمها و البته تنوع گسترده در ساختار فوتبال کشورهای عضو.
در طرح پیشنهادی، ۴۷ تیم آسیایی در سه سطح قرار میگیرند؛ ۱۸ تیم در سطح اول، ۱۸ تیم در سطح دوم و ۱۱ تیم در سطح سوم. همین تقسیمبندی، صرفنظر از جزئیات اجرایی، یک پیام روشن دارد: فوتبال آسیا میخواهد رقابتهای ملی را از یک تقویم شلوغ و پراکنده به یک ساختار منظم و قابل پیشبینی تبدیل کند.
مهمتر از همه اینکه لیگ ملتهای آسیا قرار است در آینده جایگزین مسابقات مقدماتی جام جهانی و جام ملتهای آسیا شود. یعنی دیگر قرار نیست تیمهای ملی فقط در مقاطع خاص و برای عبور از یک مرحله انتخابی به میدان بروند؛ بلکه خودِ لیگ ملتها به مسیری برای تعیین سرنوشت آنها تبدیل خواهد شد. در سطح اول، شش تیم برتر به صورت مستقیم راهی جام جهانی میشوند، چهار تیم بعدی برای دو سهمیه دیگر پلیآف خواهند داشت و سایر تیمها نیز مسیر خود را برای رسیدن به رقابتهای بینقارهای دنبال میکنند.
این ساختار، در صورت تصویب و اجرای موفق، یک نوآوری مهم برای فوتبال آسیاست؛ زیرا هر مسابقه میتواند بخشی از یک داستان بزرگتر باشد. دیگر بازی ملی صرفاً یک «پنجره فیفادی» نیست؛ هر امتیاز میتواند در جایگاه یک تیم، مسیر صعود، سطح رقابت بعدی و حتی آینده یک نسل از بازیکنان اثرگذار باشد.
البته تفاوت آسیا با اروپا را نباید نادیده گرفت. در اروپا فاصله فنی و جغرافیایی میان بسیاری از کشورها قابل مقایسه با آسیا نیست. بنابراین کپیبرداری از مدل اروپایی نمیتواند راهحل نهایی باشد. آسیا باید از تجربه اروپا استفاده کند، اما مدل خودش را بسازد؛ مدلی که هم عدالت رقابتی را حفظ کند و هم فرصت رشد را از تیمهای کوچکتر نگیرد.
از این منظر، دوره گذار تا ۲۰۳۴ اهمیت زیادی دارد. اجرای پایلوت و ادامه شکل فعلی مسابقات مقدماتی، فرصت مناسبی برای ارزیابی دقیق سطح تیمها و طراحی یک نظام رتبهبندی واقعی فراهم میکند. لیگ ملتهای نهایی نیز قرار است از چرخه ۲۰۳۰-۲۰۳۱ آغاز شود و سپس در دورههای دوساله ادامه پیدا کند.
شاید مهمترین دستاورد این ایده، نه فقط تغییر شکل مسابقات، بلکه تغییر نگاه فوتبال آسیا به رقابتهای ملی باشد. قارهای که سالها برای هماهنگ کردن تقویم، مسافتها و سطح فنی تیمهایش با چالش روبهرو بوده، حالا به دنبال ساختن یک چارچوب واحد است.
لیگ ملتهای آسیا اگر با مطالعه، انعطاف و توجه به واقعیتهای فوتبال قاره طراحی شود، میتواند بیش از یک مسابقه جدید باشد؛ میتواند تلاش آسیا برای ساختن یک نظم تازه در فوتبال ملی خودش باشد. اروپا یک مسیر را امتحان کرده است؛ آسیا حالا این فرصت را دارد که از آن تجربه استفاده کند و نسخهای متناسب با اندازه، تنوع و آینده فوتبال خودش بسازد.