بهترین ایران در بدترین جام
تیمی که در میان بدترین شرایط میزبانی، امیدش را از دست نداد. تیمی که به جای بهانه ساختن، فوتبال بازی کرد؛ به جای تسلیم شدن، جنگید؛ و به جای خم شدن زیر فشار، خودش را تا آستانه صعود رساند.
ستون آخر-چهرهای که از مهدی طارمی پس از بازی مقابل مصر و پایان مرحله گروهی مقابل دوربینهای پرشمار رسانههای بینالمللی و خبرنگاران پرسشگر جهانی دیدیم، دقیقاً همان چیزی بود که از شمایل یک کاپیتان تیم ملی انتظار داشتیم.
حرفهای مهدی فقط گلایه یک کاپیتان خسته نبود؛ روایت تیمی بود که از نخستین روز جام جهانی، بیشتر از آن که با رقیبانش بجنگد، با شرایطی جنگیده که هیچ تیم مدعی دیگری حاضر به تحملش نیست.
سفرهای فرسایشی، رفتوآمدهای مداوم میان آمریکا و مکزیک، محروم بودن از امکانات کامل لجستیکی، غیبت مدیران، رسانهها و حتی بخشی از کادر پشتیبانی؛ اینها جزئیات نیستند، بخشی از مسابقهاند. همان جزئیاتی که در فوتبال حرفهای گاهی سرنوشت یک تورنمنت را تغییر میدهند.با این همه، ایران هنوز نباخته و این شاید مهمترین جمله جام جهانی باشد. تیمی که در بدترین شرایط ممکن قرار گرفت، نهتنها مقابل فشارها خم نشد، بلکه دو بار تا آستانه پیروزی پیش رفت. برابر نیوزیلند از شکست برگشت، مقابل مصر دوباره از دل سختیها برخاست، بازی را برگرداند و حتی در واپسین لحظات، گل پیروزی را هم به ثمر رساند؛
گلی که اگرچه مردود اعلام شد، اما روحیه این تیم را به تصویر کشید؛ تیمی که تا آخرین ثانیه به حمله فکر میکند، نه به تسلیم. شاید سالها بعد، درباره این جام جهانی بیشتر از نتایج، از مسیر ایران حرف بزنند؛ از تیمی که در میان بدترین شرایط میزبانی، امیدش را از دست نداد. تیمی که به جای بهانه ساختن، فوتبال بازی کرد؛ به جای تسلیم شدن، جنگید؛ و به جای خم شدن زیر فشار، خودش را تا آستانه صعود رساند.
اگر ایران از این مرحله عبور کند، فقط یک صعود رقم نخورده؛ چرا که اثبات خواهد شد که اراده، گاهی از فاصلههای هزار کیلومتری، کمبود امکانات و همه بیعدالتیها هم قویتر است. اگر هر اتفاق دیگری هم بیفتد، یک حقیقت تغییر نمیکند؛ این نسل نشان داد برای شکست دادن ایران، فقط حریف روبهرو کافی نیست.