حسین عبدی و تیم ملی امید؛ ادامه یک رویای ناتمام
حسین عبدی سرمربی تیم ملی امید است. کمتر پیش آمده که یک مربی در رده امید بتواند با شاگردان قبلی خودش کار کند.
ستون آخر- احسان محمدی - «دیگو سیمئونه» سرمربی اتلتیکو مادرید وقتی برای تیم ملی آرژانتین بازی میکرد وقتی با سوال خبرنگاری روبرو شد که از او پرسید «چرا این همه کارت زرد و قرمز میگیری؟» گفت: «برای اینکه مارادونا و باتیستوتا بیشتر صاحب توپ شوند و بهتر دیده شوند لازم است یک نفر وسط زمین تکل بزند، با همه بجنگد و لباسهایش گِلی شود. این وظیفه من در تیم ملی است!»
«حسین عبدی» در تیم پرسپولیس سالها همین نقش را بازی میکرد. به «سیم خاردار» شهرت داشت. وسط زمین جای چند نفر میدوید، تکل میزد، میجنگید، اجازه شکل گرفتن بازی به رقیب را نمیداد و هافبکهای خلاق و بازیساز تیم مقابل را از بازی خارج میکرد و با بازپس گرفتن توپ و پاسهای کوتاه بازی را برای پرسپولیس راحتتر میکرد. او البته مثل «سیمئونه» اهل درگیری و حاشیهسازی نبود. یکی از وفادارترین بازیکنان تاریخ باشگاه شد و برای تیم ملی هم به زمین رفت.

بعد از آن که کفشهایش را آویخت هم به سمت مربیگری رفت و عالیترین مدارج را در اروپا طی کرد. ۳ سال از نزدیک او و دستیارانش را در تیمهای ملی پایه دیدم که در سرما و گرما یک نسل را در فوتبال ایران «کشف، تربیت و معرفی» کردند. همان بازیکنانی که برزیل را در جام جهانی ۳-۲ شکست دادند و بعد در دل لیگ برتر فوتبال به ستارههای کلیدی و تاثیرگذار تبدیل شدند. گرچه خشت نخست بسیاری از آن بازیکنان را مربیانی گمنام در سراسر کشور گذاشتند اما «حسین عبدی» و تیمش شخصیت ملیپوش بودن، بازی در بالاترین سطح و تجربههای بینالمللی را آموختند. آنها تقریباً تمام استعدادهای ممکن در کشور را زیر نظر گرفتند و به اردوهای مختلف دعوت کردند تا از دل آنها بهترینها دعوت شوند. حتماً لیستهای نهایی عبدی در تیم منتقدانی دارند اما میشود گفت که شاگردان او محصول بزرگترین غربالها و شناساییهایی ممکن در کشور بودند.
او حالا سرمربی تیم ملی امید است. کمتر پیش آمده که یک مربی در رده امید بتواند با شاگردان قبلی خودش کار کند. حسین عبدی حالا این بخت را دارد که برای تیم ملی امید بازیکنانی را به تیم ملی دعوت کند که بخشی از آنها پسر بچههای خجالتی چند سال پیش خودش بودند و حالا ستارههایی که درآمدهای میلیاردی دارند و در تیمهای درجه یک لیگ برتر توپ میزنند.
ما در طول سه دهه گذشته از چهرههای نامدار خارجی چون وینگادا و برانکو و کرانچار تا داخلیهای باتجربه مانند حسن حبیبی و محمد مایلیکهن و غلام پیروانی و مهدی مناجاتی و حتی جوانترهایی مانند امیرحسین پیروانی و فرهاد مجیدی و رضا عنایتی و ... بهره گرفتیم اما قصه حسین عبدی متفاوت است. او نه فقط وجب به وجب مرکز ملی فوتبال را میشناسد بلکه تمام بازیکنان فوتبال پایه را هم به خوبی رصد کرده و حالا این بخت را دارد که یک رویای ناتمام را در فوتبال ایران به انتها برساند.
منبع: روزنامه فدراسیون فوتبال