کاپیتان احسان در مرز جاودانگی
از فوتبالیستی که بهجای انفجارهای کوتاه، به ماندن فکر کرد و ماندگار شد.
گزارش یک_ همه ریاضیات را با آن همه اعداد و فرمولهای پیچیده پاس کردهایم و خیلیهامان هم احتمالاً هرگز عاشق این درس نبودهایم. عددها معمولاً بیاحساساند؛ خشک، دقیق و بیرحم اما بعضی وقتها، یک عدد تبدیل میشود به چکیده سالها دویدن، زمین خوردن، بلند شدن و ادامه دادن. برای کاپیتان احسان حاجصفی، «۱۰» دقیقاً همین است.
او از آن جنس ستارههایی نیست که صرفاً با یک لحظه درخشش، دنیا را خیره کنند. قصهاش آهسته جلو آمده؛ لایهلایه، فصل به فصل. از اولین بازی ملی تا امروز، خطی کشیده که نه با هیجان زودگذر، بلکه با دوام و ثبات مثالزدنی تعریف میشود. حالا این خط به نقطهای رسیده که فقط یک بازی فاصله دارد تا دو رقمی شود؛ عددی که در تاریخ فوتبال ایران، وزن دارد.
۹ بازی در جام جهانی، یعنی حضور در بزنگاههایی که خیلیها حتی لمسش هم نمیکنند. یعنی بودن در لحظههایی که حتی ریزترین اشتباه، بهایی سنگین دارد و تصمیم، سرنوشت میسازد. حاجصفی در این صحنهها، بیشتر از آن که حقش بوده دیده شود، کار کرده؛ بیشتر از آن که بدرخشد، دوام آورده و مانده.
کاپیتانیاش هم شبیه خودش است؛ بیادعا اما مؤثر. نه فریاد میزند، نه نمایش میدهد اما هست، همانجایی که باید باشد. همانوقتی که تیم به تعادل نیاز دارد. حالا همهچیز برای آقای شماره ۳ به یک قدم گره خورده؛ یک بازی دیگر، یک حضور دیگر. اگر این قدم برداشته شود، «۱۰» فقط یک رکورد نیست؛ تبدیل میشود به نشانهای از مسیری که با صبر طی شده. از فوتبالیستی که بهجای انفجارهای کوتاه، به ماندن فکر کرد و ماندگار شد.
منبع: روزنامه فدراسیون فوتبال