خندیدن بماند برای بعد!
هیچ سرمربی و کادر فنی دیگری چنین شرایطی را پیش از جام جهانی تجربه نکرده است. تمرین و رقابت در میان بیم و امید. نگران از اینکه «چه میشود» و تشنه برای «جنگیدن و درخشش در قلب آمریکا و برافراشتن پرچم و شادی و پایکوبی!»
ستون آخر- احسان محمدی - برخلاف زمزمههای غیرفوتبالی در مورد «حضور یا عدم حضور تیم ملی در جام جهانی» اردوی تیم ملی با جدیت در حال برگزاری است. امیر قلعهنویی، کادر فنی و اجرایی و بازیکنان وقتی وارد زمین چمن مرکز ملی فوتبال میشوند، انگار چشم و گوشهایشان را میبندند، بارش اخبار متوقف و تمرین در بالاترین استاندارد ممکن و بدون کمترین سهلانگاری آغاز میشود.
«اینجا بلیت پرواز هیچکس رزرو نشده است، میخواهید سوار هواپیمای تیم ملی بشوید؟ ثابت کنید شایستگی پوشیدن پیراهن تیم ملی را در جام جهانی دارید.
نه در روزنامهها و خبرگزاریها، همینجا و در همین زمین تمرین نشان بدهید که حقتان است در لیست نهایی اسمتان قرار بگیرد.» اگر از کنار فنسهای زمین مرکز ملی که جفت هتل آکادمی فوتبال است رد شوید و بوی چمن لگد خورده که با هوای دلبرانه اردیبهشت قاتی شده را به سینه فرو بدهید، لازم نیست دقیقاً این کلمهها را بشنوید از داد و فریادها، صدای برخورد پا و توپ، لیز خوردن بازیکنها، تکلهای بدون تعارف و تنه زدنهای خیلی جدی کاملاً میشود «اثر قلعهنویی» را در تیم دید.

او با همان جدیت همیشگی، جملات کوتاه و فریادهای بلند، دستهای گره زده به سینه، پایی که گاهی روی توپ میگذارد و زل میزند به بازیکنان و پچپچهای کنار زمین با کادر فنی انگار حتی لبخند رضایتش را هم پنهان میکند. دقایقی لذت میبرد از تلاش بازیکنان، از جدیت جوانترها که سهمشان را میخواهند، تشنه پوشیدن پیراهن تیم ملی و سند زدن شمارهاش به نام خودشان هستند اما انگار با خودش قرار گذاشته که «خندیدن بماند برای بعد!»
اگر در روزگار دیگری زندگی میکردیم احتمالاً الان چشم بیشتر ایرانیان در خبرها نه کلماتی چون «جنگ»،«موضع عزتمندانه ایران» و ... که عکسها و حاشیههای تیم ملی اعزامی به جام جهانی آمریکا را میبلعید.
گاهی فکر میکنم شاید همین موضوع کمک کند به تیم، به کادر فنی، که به دور از فشار رسانهها و هجوم شایعهها و فشارهای هواداران رنگی، روی تمرینات تمرکز کنند. یعنی بیشتر امیدوارم اینطور باشد!
این یکی از غریبانهترین اردوهای تیم ملی در تهران است، در دشوارترین شرایط. هیچ سرمربی و کادر فنی دیگری چنین شرایطی را پیش از جام جهانی تجربه نکرده است. تمرین و رقابت در میان بیم و امید... نگران از اینکه «چه میشود» و تشنه برای «جنگیدن و درخشش در قلب آمریکا و برافراشتن پرچم و شادی و پایکوبی!»
چیزی شبیه ریش انبوه «علیرضا بیرانوند» که از دور او را شبیه عارفها و زاهدهای گوشهنشین کرده و از نزدیک چشمهایش همان شیطنت و شوقی را دارد که بعد از پیروزی مقابل مراکش در جام جهانی ۲۰۱۸ رو به دوربین تلویزیون فیفا داد زد و زبان تازهای اختراع کرد!
منبع: روزنامه فدراسیون فوتبال