تولد یک فیلسوف پا به توپ!
او در همان سکوت همیشگی حالا 47 ساله شده است، با همان فیزیک، همان مدل مو، همان جملات شمرده و تمرکز و تسلط. تولدت مبارک هلیکوپتر بی هیاهو!

احسان محمدی؛ سایت رسمی فدراسیون فوتبال - وحید هاشمیان با آن نگاههای دقیق، سکوتهای طولانی، پرهیز از ورود به چالش و کُریخوانیهای جوانانهای که در ژن ستارههاست، واژههای دستچین شدهای که انگار از قبل آنها را آماده کرده، یک چهره متمایز در فوتبال ایران بود. هنوز هم هست. او با آنکه پیراهن پرسپولیس را به تن کرد ولی هرگز وارد جدالهای لفظی و شش و 6 و 4 نشاندادنها نشد.
هاشمیان انگار فیلسوف فوتبالیستها بود، همه میگفتند جنتلمن است و به دلیل نوع رفتار دیپلماتیکش در آینده میتواند یک مدیر یا سرمربی موفق باشد. با آنکه فوتبالش را از فتح شروع کرد اما با باشگاه پاس دیده شد. مهاجمی کم حرف که چالاک بود، گامهای بلند برمیداشت، ضربههای خشک اما فنی به توپ میزد، ضربات سرش خطرناک بود و نوع استارتهایش در زمین حتی از دور او را متفاوت میکرد.
از همان پاس به تیم ملی رفت. مرحوم منصور پورحیدری او را به بازیهای آسیایی 1998 بانکوک برد. تیم ملی سه مهاجم قد بلند داشت. علی دایی، علی موسوی و وحید هاشمیان. وحید در اولین دقیقه از اولین بازی ملیاش گل زد. اگر خطا نکنم هنوز رکورد او به عنوان سریع ترین گلزن ملی در یک بازی رسمی برای تیم ملی پابرجاست. برای یک بازیکن لحظه دیوانهواری است، اولین بازی، اولین دقیقه و اولین گل! هاشمیان اما هیچوقت شادیهای عجیب و غریب نمیکرد، نهایتاً بعد از گلزنی دستهایش را باز میکرد و کمی میدوید، انگار یک کار معمولی کرده باشد! او در آن بازی دبل کرد. یک شروع خیرهکننده برای پسری که هنوز از آینده خبر نداشت.
همان بازیها سکوی پرش شد. به هامبورگ رفت. روزگاری که حضور بازیکنان ایرانی در بوندسلیگا مثل حضور این روزهایشان در قطر بود! عصری که علی دایی، کریم باقری، علیرضا منصوریان، مهدی مهدوی کیا، سیروس دین محمدی، مهدی پاشازاده و ... به آلمان رفتند. درخشش وحید از بوخوم شروع شد. جایی که برای این تیم همه جوره گل زد، از برگردان و ضربه سر شیرجهای تا دریبل زدن دروازه و شوت ...
او که بهترین لحظه فوتبالیاش را بازی در روز 23 مرداد 78 مقابل بایرن مونیخ و لوتار ماتیوس میدانست، از بوخوم به مونیخ رفت و شاگرد فیلیکس ماگات شد! خودش میگوید:«انتقال به بایرن مونیخ اتفاقی قطعا شگفت انگیز بود. وقتی بایرن پیشنهاد داد، من سریعا آن را قبول کردم. پیشنهادهای دیگری هم داشتم ولی آن پیشنهادها در مقابل بایرن مونیخ هیچ بود. من یک مرتبه اجازه داشتم که پیراهن بایرن را بپوشم. باورکردنی نبود، خیلی زمان زیبایی بود. باشگاه بایرن مونیخ از هر جهت یک باشگاه حرفهای بود.»
شماره 9 بایرن مونیخ را به تن کرد و پرچه آخر فصل آن سینی نقره ای را به عنوان قهرمان بوندس لیگا بالای سر برد اما در ترافیک مهاجمانی چون روی ماکای، کلودیو پیزارو، روکه سانتاکروز، الکساندر زیکلر و پائولو گوئررو فرصت زیادی به وحید ما نرسید که نشان دهد چرا به او لقب «هلیکوپتر» دادهاند، به هانوفر پیوست و فوتبالیش در آلمان را بعد از 11 سال حضور با پیراهن بوخوم به اتمام رساند و دو سال بعد با پرسپولیس از فوتبال خداحافظی کرد.
قصه تیم ملی اما مثل بازی اولش پر از لحظههای نفسگیر است. وقتی در راه مقدماتی جام جهانی 2006 در ورزشگاه آزادی 1-0 به اردن باختیم، او به تیم ملی بازگشت. در شهر «امان» دقیقه 81 به نیکبخت واحدی پاس داد و او گل زد، دقیقه 90 علی دایی گلزنی کرد و به زحمت 2-0 بردیم اما این پایان کار نبود. بازی با قطر به رنج مضاعف تبدیل شد.
عقب افتادیم. گل به خودی زدیم. خبرگزاری مهر نوشت بعد از این گل یکی از تماشاگران ایران روی سکوهای ورزشگاه الاتحاد سکته کرد و جان باخت. در یک بازی تبآلود که پای تلویزیونها نفسمان بند آمده بود و داشتیم حذف میشدیم با گل دقیقه 89 وحید هاشیمان 3-2 پیروز شدیم. مُردیم تا بردیم!
شاهکار وحید هاشمیان بازی مقابل ژاپن در ورزشگاه آزادی بود. همان مسابقهای شیرینی که او دو گل زد و راه صعود را هموار کرد، همه چیز باشکوه و لذتبخش بود مثل ضربه روی پا و محکمش روی گل اول، مثل ضربه سرش که انگار از آسمان به زمین آمد.
در جام جهانی 2006 وحید هاشمیان چند سانتیمتر تا گلزنی کم آورد. او عضوی از تیم ملی ایران در جام ملتهای 2007 بود اما در مقدماتی جام جهانی 2010 از تیم ملی خداحافظی کرد. بازیکنی با آن همه استعداد و کیفیت میتوانست خیلی بیشتر از 50 بازی و 15 گل ملی در کارنامهاش داشته باشد. اما ... امان از این اماها!
هاشمیان سال 2008 وقتی در بوندسلیگا بازی میکرد مدرک مربیگری B یوفا گرفت، سال 2012 مدرک A و بعد برای شرکت در یک دوره سه هفتهای زیر نظر پپ گواردیولا سرمربی وقت بایرن مونیخ انتخاب شد. مدارکی که به او اجازه داد در آکادمی هامبورگ مربیگری کند. هاشمیان در صعود تیم ملی ایران به جام جهانی 2022 به عنوان دستیار روی نیمکت نشست.
او در همان سکوت همیشگی حالا 47 ساله شده است، با همان فیزیک، همان مدل مو، همان جملات شمرده و تمرکز و تسلط. تردیدی نیست که باز هم غافلگیرمان می کند، این بار البته از روی نیمکت به عنوان مربی!
تولدت مبارک هلیکوپتر بی هیاهو، فیلسوف پا به توپ!