ستون آخر-«کاش میتوانستم زمان را همان لحظه گل شجاع متوقف کنم تا شادی روی صورت مردم ایران برای همیشه بماند.» این صادقانهترین جملهای بود که پس از پایان جام جهانی از زبان امیر قلعهنویی شنیده شد؛ جملهای که بیش از حسرت یک صعود، از دلبستگی یک تیم به مردمش حکایت میکرد.
میتوان درباره نتیجهها ساعتها حرف زد، اما چیزی که این تیم را متمایز کرد، شخصیت بود.
تیمی که در روزهایی پرالتهاب کنار هم ماند، با وجود برهم خوردن برنامههای آمادهسازی، دشواریهای سفر، لغو دیدارهای تدارکاتی و فشارهای فراوان، از هدفش عقب ننشست.
بازیکنانی که با نگرانی خانوادههایشان زندگی کردند، اما وقتی نوبت پوشیدن پیراهن تیم ملی رسید، تنها یک چیز را به نمایش گذاشتند؛
تعهد. قلعهنویی در یادداشتش از اشکهای پنهان، خستگیهای دیدهنشده و مسئولیتی گفت که خودش بیهیچ تردیدی پذیرفت.
همین پذیرش مسئولیت، در کنار دفاع تمامقد از شاگردانش، نشان داد این تیم فقط با تاکتیک و تمرین ساخته نشده؛ بلکه بر پایه اعتماد، صداقت و همدلی شکل گرفته بود. شاید فوتبال همیشه به اندازه زحمت، پاداش ندهد اما غیرت، وطندوستی و وفاداری به پیراهن ایران هیچوقت بیارزش نمیشود.
این نسل از ملیپوشان به آنچه استحقاقش را داشت نرسیده، اما تصویری از خود به جا گذاشته که ارزشش کمتر از یک نتیجه نیست؛ تصویری از تیمی که تا آخرین ثانیه میایستد، امیدش را از دست نمیدهد و برای لبخند مردم میجنگد.
حالا میدانی متفاوت در راه است؛ میدانی که ۱۷۸ روز دیگر شروعش میکنیم و بیش از پیش به سربلندی و موفقیت در آن با این نسل از پسران سلحشور امیدواریم.